X
تبلیغات
رایتل
English learning
آموزش زبان انگلیسی
آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1386
سال نو رو به همتون تبریک میگم


 

سال نو رو به همتون تبریک میگم

MY HEARTIEST CONGRATULATIONS TO YOU ALL FOR THE IRANIAN NEW YEAR




سه‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1386
اصطلاح

Fishy

معنی: عجیب، مشکوک

When the security guard saw a light in the store, it seemed to him that there was something fishy going on. He called the central office and 
explained to his superior that he thought something  strange and suspicious was occurring.

وقتی نگهبان نوری را در مغازه مشاهده کرد، به نظرش رسید که چیز مشکوکی در حال اتفاق بود. او با دفتر مرکزی تماس گرفت و به مافوقش گفت که به گمان او چیز عجیب و مشکوکی در حال وقوع بود.

 

People who live in glass houses shouldn't throw stones

توضیح: وقتی کسی خودش هم مقصر است نباید دیگران را سرزنش کند.

Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.

 

جانت همیشه دوستش لوئیس را بخاطر اینکه با سرعت زیاد رانندگی می‌کند، سرزنش می‌کند، درحالیکه خودش بخاطر سرعت غیرمجاز گواهی‌نامه‌اش توقیف شده است. لوئیس یک دفعه سعی کرد به او بگوید که وقتی خودت هم مقصر هستی نباید دیگران را سرزنش کنی، اما این زیاد فایده نداشت. جانت این حقیقت را قبول نکرد که نباید در مورد دیگران حکم صادر کند وقتی که به اندازه آنها مقصر است

 

Get off someone's back

معنی: دست از سر کسی برداشتن

- Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something. 
- Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight. 
- You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
- Get off my back! I can't go anywhere!
- OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.

- هی، جان. من خسته شدم. بیا بریم بیرون یه کاری بکنیم.
- متأسفم، الآن دارم خودم رو برای یک امتحان فیزیک آماده می‌کنم. امشب نمی‌تونم بیام.
- تو خیلی وقته که داری درس می‌خونی. چرا یک کم استراحت نمی‌کنی؟
- دست از سرم بردار! من هچ جا نمی‌تونم بیام!
- باشه، دیگه اذیتت نمی‌کنم فقط به این شرط که قول بدی هر موقع کارت تموم شد بهم بگی.

 

Pull someone's leg

معنی: کسی را دست انداختن

- Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
- Oh, really? You're pulling my leg!

- هی، اَل، من برای داوری تو اون مسابقه انتخاب شدم.
- واقعاً؟ تو داری من رو دست می‌ندازی!

 

Shoot off one's mouth

معنی: لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always shooting off his mouth about how good he is. Yet he's fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone knows that he gives opinions without knowing all the facts and talks as if he knew everything about the game.

جیم زیاد تنیس بازی نمی‌کنه، اما همیشه در مورد اینکه چقدر خوب بازی می‌کنه غلو می‌کنه. البته اون کسی رو دست نمی‌ندازه. جیم تا اندازه‌ای یک «لاف زن» هستش و همه می‌دونند که بدون اینکه همه چیز رو بدونه ابراز عقیده می‌کنه و طوری حرف می‌زنه که انگار همه چیز رو درباره بازی می‌دونه.

 

Jump down someone's throat

معنی: از دست کسی عصبانی شدن، با عصبانیت با کسی برخورد کردن

You don't have to jump down my throat! I told you that I'd make it home around 11:50. I don't intend to be late!

مجبور نیـستی اینقـدر با عصبانیت با من برخـورد کنی! بهت گفتـم که حـول و حـوش سـاعت 11:50 برمی‌گردم خونه. من قصد ندارم دیر بیام!

 

 


سه‌شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1386
اصطلاحات تصویری
اسم بعضی میوه ها در اصطلاحات انگلیسی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از اسم بعضی از میوه ها آموزش داده می شود:

1-to go bananas : این اصطلاح هنگامی به کار برده می شد که شخص ناگهان خیلی احساساتی میش شود و شروع به رفتارهای عجیب و غریب می کند، وقتی شخص به کله اش می زند، خل بازی درآوردن

2- it's a case of sour grapes : وقتی شخصی از روی حسادت تظاهر می کند که تحت تاثیر چیزی قرار نگرفته، گربه دستش به گوشت نمی رسه می گه پیف پیف

3-a second bite of the cherry : این اصطلاح در انگلیسی هنگامی به کار برده می شود که شخصی که بار اول در انجام کاری موفق نبوده سعی می کند آن را دوباره انجام دهد، شانس دیگری به کسی دادن، فرصت دیگری به شخصی دادن

 

"لوبیا" در اصطلاحات انگلیسی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "لوبیا" آموزش داده می شود:

1-To be full of beans : پر از انرژی بودن، سرحال بودن

2-I haven't got a bean: این اصطلاح در انگلیسی هنگامی به کار برده می شود که شخص می خواهد بگوید هیچ پولی ندارد، آه در بساط ندارم

3-Spill the beans: یعنی اسرار را فاش کن یا بند رو آب بده، این اصطلاح هنگامی در زبان انگلیسی مصرف می شود که شخص با اصرار از طرف می خواهد خبری را پخش کند و سری را بگوید

 

"چای" در اصطلاحات انگلیسی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "چای" آموزش داده می شود:
1- It's not my cup of tea: چیزی نیست که من بهش علاقه داشته باشم

2-I wouldn't do it for all the tea in China: اگه تمام دنیا رو هم به من بدن این کار رو نمی کنم

3-It's as good as a chocolate teapot : به درد هیچ کاری نمی خوره

 

"تخم مرغ" در اصطلاحات انگلیسی

تخم مرغ

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "تخم مرغ" آموزش داده می شود:
1- He's a bag egg: آدم بدطینت و بی صداقت

2- Don't put all your eggs in one basket: برای به انجام رسیدن یک کار متکی یک نقشه واحد نباشید چون ممکن است درست پیش نرود؛ همه امیدتان به یک منبع نباشد

3- He's got egg on his face: وقتی کسی اشتباهی کرده و در چشم دیگران احمق به نظر رسیده باشد

 

"سبزیجات" در اصطلاحات انگلیسی

هویج

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از نام "سبزیجات" آموزش داده می شود:
1- It's a hot potato: اختلاف نظر در مورد موضوعی حساس

2- A carrot and a stick: قانع کردن کسی به انجام کاری با دادن وعده و همزمان تهدید کردن او

3- Like two peas in a pod: شبیه بودن دو نفر به یکدیگر

 

"میمون" در اصطلاحات انگلیسی

میمون

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "میمون" آموزش داده می شود:
1- To monkey around: احمقانه رفتار کردن

2- Monkey business: رفتار بد یا بدون صداقت

3- To make a monkey out of someone: کسی را احمق جلوه دادن

 

"زنبور" در اصطلاحات انگلیسی

زنبور

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "زنبور" آموزش داده می شود:
1- Busy as a bee: به کسی گفته می شود که خیلی سرش شلوغ است و کار زیاد دارد یا مثل زنبور این طرف و آن طرف می رود تا کارها را انجام دهد.

2- The bee's knees: کاری که خوب و با کیفیت عالی انجام شده باشد.

3- To have a bee in your bonnet: وقتی کسی خیلی نگران است و دائما درباره نگرانی اش حرف می زند.

 

"سگ" در اصطلاحات انگلیسی

.

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "سگ" آموزش داده می شود:
1- To be in the dog house: وقتی کسی به خاطر کار خطایی که کرده نامحبوب شده باشد انگلیسی زبانان اصطلاحا می گویند "فلانی توی لونه سگه"؛ مثلا اگر رئیستان از کار اشتباهی که کرده اید عصابی باشد می توانید بگوئید: I'm really in the dog house with my boss.

2- The hair of the dog: (در بریتانیا) یک پیاله مشروب الکلی که برای رفع سردرد ناشی از مشروب خوری بیش از اندازه شب گذشته توصیه می شود

3 - To make a dogs dinner of something: کاری را خراب کردن

 

"حشره" در اصطلاحات انگلیسی

حشرات

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "حشره" آموزش داده می شود:
1 - Knee-high to a grasshopper: کوچک قامت و کم سن و سال، بچه جغله
2 - To have butterflies in your stomach: دلهره، دلشوره
3 - To have ants in your pants: از هیجان این پا اون پا کردن

 

 

 

"گربه" در اصطلاحات انگلیسی

گربه

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "گربه" آموزش داده می شود:
1- There isn't enough room to swing a cat: اتاق یا فضای کوچک که نمی شود در آن تکان خورد، "خونه اش اندازه یک قوطی کبریت، غربال یا لونه موشه"
2- To let the cat out of the bag: لو رفتن، اشتباها رازی برملا شدن
3- To put the cat among the pigeons: چیزی که باعث دردسر یا خشم مردم شود

 

 

 

"خوک" در اصطلاحات انگلیسی

خوک

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "خوک" آموزش داده می شود:
1- Pigs might fly: وقوع اتفاقی غیرممکن مثل پرواز یک حیوان چهارپا (خوک)
2- This place is a pigsty: (مکان) کثیف و ریخت و پاش، "اتاقش مثل طویله یا خوکدونی است"
3- To make a pig's ear of something: کاری را خیلی بد انجام دادن

 

 

"پرنده" در اصطلاحات انگلیسی

پرنده

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "پرنده" آموزش داده می شود:
1- Birdbrain: ابله، تهی مغز
2- To have a bird's eye view: روشن تر شدن یک موضوع وقتی از آن فاصله می گیریم
3- A little bird told me: "کلاغه برای من خبر آورد"، مطلع بودن از خبری بدون افشای منبع آن

 

 

 

"اسب" در اصطلاحات انگلیسی

اسب

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "اسب" آموزش داده می شود:

1- To eat like a horse: پرخوری بی اندازه، به اندازه زیاد غذا خوردن
2- Straight from a horse's mouth: شنیدن موضوعی از یک منبع موثق
3- To flog a dead horse: "به اسب مرده لگد نمی زنند"، آدم بدبخت را نباید بیشتر آزار داد

 

 

"ماهی" در اصطلاحات انگلیسی

ماهی

در این درس، سه اصطلاح با استفاده از کلمه "ماهی" آموزش داده می شود:

1- There's something fishy about this: "این موضوع بو داره"، این موضوع مشکوک به نظر می رسد
2- A big fish in a small pond: به فردی اطلاق می شود که قابلیت های زیاد او بلااستفاده مانده و این وضعیت باعث کلافگی و یاس او شده است
3- A fish out of water: به فردی اطلاق می شود که توانایی انجام کاری را که به او داده شده ندارد و سردرگم است


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 303441


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها