X
تبلیغات
رایتل
English learning
آموزش زبان انگلیسی
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1388
سخنرانی باراک اوباما بعد از سوگند ریاست جمهوری (انگلیسی ، فارسی)

My fellow citizens:I stand here today humbled by the task before us, grateful for the trust you have bestowed, mindful of the sacrifices borne by our ancestors. I thank President Bush for his service to our nation, as well as the generosity and cooperation he has shown throughout this transition.  

 

هموطنانم: من امروز در اینجا با فروتنی، و بر اساس وظیفه ای که در برابرمان قرار دارد ایستاده ام، سپاسگزار اعتمادی هستم که شما به من ارزانی داشتید، و آگاه از فداکاری ها و از خودگذشتگی هایی که اجدادمان تحمل کردند. من از پرزیدنت بوش به خاطر خدماتشان به ملت ما، و نیز بلند نظری و همکاری که ایشان در سراسر دوره انتقالی نشان دادند، سپاسگزاری می کنم.

Forty-four Americans have now taken the presidential oath. The words have been spoken during rising tides of prosperity and the still waters of peace. Yet, every so often the oath is taken amidst gathering clouds and raging storms. At these moments, America has carried on not simply because of the skill or vision of those in high office, but because We the People have remained faithful to the ideals of our forbearers, and true to our founding documents.So it has been. So it must be with this generation of Americans.

چهل و چهار آمریکایی سوگند ریاست جمهوری یاد کرده اند. کلماتی در جریان امواج خیزان غنا و توانگری و آبهای آرام صلح گفته شده است. با این حال، هر چند گاه، سوگند در میان ابرهای فشرده و توفان های خشمگین یاد شده است. در این لحظات، آمریکا نه تنها به دلیل مهارت یا نگرش کسانی که در مقامات بالا قرار دارند، پیش رفته است، بلکه از این رو که ما مردم به آرمان ها و ایده آلهای پدران و اجداد خود وفادار مانده ایم، و به اسناد بنیانگذاری ملتمان صادق بوده ایم. بنابراین چنین بوده است. و باید با نسل امروز آمریکاییان نیز چنین باشد. 

That we are in the midst of crisis is now well understood. Our nation is at war, against a far-reaching network of violence and hatred. Our economy is badly weakened, a consequence of greed and irresponsibility on the part of some, but also our collective failure to make hard choices and prepare the nation for a new age. Homes have been lost; jobs shed; businesses shuttered. Our health care is too costly; our schools fail too many; and each day brings further evidence that the ways we use energy strengthen our adversaries and threaten our planet.


در این که ما در میانه یک بحران به سر می بریم تردیدی وجود ندارد. ملت ما با یک شبکه گسترده خشونت و نفرت در جنگ است. اقتصادمان، در نتیجه آزمندی و بی مسئولیتی برخی، اما همچنین به دلیل شکست جمعی ما در گزینش های درست و آماده ساختن ملت برای عصری جدید، بسیار ضعیف است. خانه ها از دست رفته اند، مشاغل نابود شده اند، دکان ها و مراکز کسب و کار بسته شده اند. بهداشت و درمان ما بسیار گران است، بسیاری قادر نیستند به مدرسه بروند، و شواهد این که راه هایی که ما برای انرژی به کار می بریم دشمنان و رقیبان ما را تقویت می کند و جهان ما را مورد تهدید قرار می دهد، روز به روز بیشتر می شود.


These are the indicators of crisis, subject to data and statistics. Less measurable but no less profound is a sapping of confidence across our land - a nagging fear that America's decline is inevitable, and that the next generation must lower its sights. Today I say to you that the challenges we face are real. They are serious and they are many. They will not be met easily or in a short span of time. But know this, America - they will be met.

این ها بر اساس داده ها و آمار شاخص های بحران هستند. آنچه کمتر قابل اندازه گیری است، اما عمیق است، کاهش اعتماد در سراسر سرزمینمان است - هراس آزار دهنده که نزول آمریکا چاره ناپذیر است، و این که نسل آینده باید دامنه نگرش هایش را پایین بیاورد. امروز من به شما می گویم چالش هایی که در برابرمان قرار دارد واقعی، جدی و بسیار هستند. رویارویی با آنها آسان و در زمان کوتاه ممکن نخواهد بود. اما، آمریکا، این را بداند که با آنها مقابله خواهد شد. 

On this day, we gather because we have chosen hope over fear, unity of purpose over conflict and discord.

در این روز، ما گردآمده ایم زیرا امید را به جای وحشت، و وحدت مقصود را به جای مناقشه و اختلاف برگزیده ایم.

On this day, we come to proclaim an end to the petty grievances and false promises, the recriminations and worn out dogmas, that for far too long have strangled our politics.

در این روز، ما آمده ایم تا پایان ناراحتی های کوچک و قول های دروغین، اتهامات متقابل و تعصبات کهنه و رنگ باخته که گریبان سیاستهای ما را برای مدتی چنین طولانی گرفته است پایان دهیم.


We remain a young nation, but in the words of Scripture, the time has come to set aside childish things. The time has come to reaffirm our enduring spirit; to choose our better history; to carry forward that precious gift, that noble idea, passed on from generation to generation: the God-given promise that all are equal, all are free, and all deserve a chance to pursue their full measure of happiness.

ما ملتی جوان هستیم اما به کلام انجیل، زمان آن رسیده است که مسایل کودکانه را کنار بگذاریم. زمان آن رسیده است که بر روحیه پویای خود بار دیگر تاکید بگذاریم، تاریخ بهتر خود را انتخاب کنیم، آن هدیه پر ارزش، آن ایده ناب را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنیم. قول خدا داده ای که همه برابر هستند، همه آزاد هستند و همه شایستگی آن را دارند که از فرصت دنبال شادی و امید برخوردار شوند.

In reaffirming the greatness of our nation, we understand that greatness is never a given. It must be earned. Our journey has never been one of short-cuts or settling for less. It has not been the path for the faint-hearted - for those who prefer leisure over work, or seek only the pleasures of riches and fame. Rather, it has been the risk-takers, the doers, the makers of things - some celebrated but more often men and women obscure in their labor, who have carried us up the long, rugged path towards prosperity and freedom.

در تایید دوباره بزرگی ملت مان، ما درک می کنیم بزرگی هرگز به کسی داده نمی شود و باید کسب شود. ما در سفر خود هرگز میانبر نزده ایم و به کم قانع نبوده ایم. این راهی برای افراد ترسو، برای کسانی که لذت را برکار ترجیح می دهند و یا در جستجوی لذتهای ثروت و شهرت هستند نبوده است، بلکه راه کسانی بوده است که خطر را می جویند و اهل کار هستند – برخی مشهور اما اغلب بیشتر زنان و مردانی که در کار خود ناشناس هستند ما را در راه طولانی و پر از سنگلاخ به سوی توانگری و آزادی پیش برده اند.


For us, they packed up their few worldly possessions and traveled across oceans in search of a new life. For us, they toiled in sweatshops and settled the West; endured the lash of the whip and plowed the hard earth.For us, they fought and died, in places like Concord and Gettysburg; Normandy and Khe Sahn.

برای ما آنها وسایل دنیوی اندک خود را برداشتند و در جستجوی زندگی جدید اقیانوسها، را پیمودند. برای ما، آنها در کارگاههای فاقد حداقل امکانات زحمت کشیدند و در غرب ساکن شدند، شلاق را تحمل کردند و بر زمینهای سخت خیش زدند. برای ما آنها جنگیدند و مردند، در مکانهایی مانند کنکورد ، گیتزبرگ، نرماندی و خسان.

Time and again these men and women struggled and sacrificed and worked till their hands were raw so that we might live a better life. They saw America as bigger than the sum of our individual ambitions; greater than all the differences of birth or wealth or faction.

این مردان و زنان بارها تلاش کردند، از خود گذشتند، کار کردند و دستهایشان پینه بست تا ما بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. آنها آمریکا را بزرگتر از مجموع جاه طلبی های فردی ما می دیدند ، بزرگتراز تمام اختلافهای تولد، ثروت یا جناح.

This is the journey we continue today. We remain the most prosperous, powerful nation on Earth. Our workers are no less productive than when this crisis began.

این سفری است که ما امروز ادامه می دهیم. ما همچنان غنی ترین و نیرومند ترین ملت روی زمین هستیم. خلاقیت کارگران ما از زمانی که بحران آغاز شد کمتر نیست. از نو آوری مغزهای ما کاسته نشده است. 

Our minds are no less inventive, our goods and services no less needed than they were last week or last month or last year. Our capacity remains undiminished. But our time of standing pat, of protecting narrow interests and putting off unpleasant decisions - that time has surely passed. Starting today, we must pick ourselves up, dust ourselves off, and begin again the work of remaking America.

کالاها و خدمات ما به اندازه هفته پیش، ماه پیش و یا سال پیش مورد نیاز هستند. ظرفیت و توانایی ما کاهش نیافته است اما زمان ما برای بی حرکتی، محافظت از منافع محدود وسر کردن با تصمیمات نا مطلوب مسلما سپری شده است. از آغاز امروز ما باید خودمان را بالا بکشیم، گرد و غبار را بزداییم و بار دیگر کار بازسازی آمریکا را آغاز کنیم.

For everywhere we look, there is work to be done. The state of the economy calls for action, bold and swift, and we will act - not only to create new jobs, but to lay a new foundation for growth. We will build the roads and bridges, the electric grids and digital lines that feed our commerce and bind us together.

زیرا ما به هر کجا که نگاه می کنیم کاری وجود دارد که باید انجام شود. وضعیت اقتصاد به عملی گستاخانه و سریع نیاز دارد، و ما عمل خواهیم کرد- نه فقط برای ایجاد مشاغل جدید بلکه برای پی ریزی شالوده ای جدید برای رشد. ما جاده ها و پلها ، شبکه های برق و خطوط دیجیتال که بازرگانی ما را تغذیه می کند و ما را به هم پیوند می دهد خواهیم ساخت.  

We will restore science to its rightful place, and wield technology's wonders to raise health care's quality and lower its cost. We will harness the sun and the winds and the soil to fuel our cars and run our factories. And we will transform our schools and colleges and universities to meet the demands of a new age. All this we can do. And all this we will do.

ما علوم را به جایگاه بر حق آن باز خواهیم گرداند و شگفتیهای تکنولوژی را برای بالا بردن کیفیت مراقبتهای بهداشتی و پایین آوردن هزینه های آن به کار خواهیم گرفت. ما آفتاب، باد و خاک را برای تامین سوخت اتوموبیل های خود و چرخش کارخانه هایمان به کار خواهیم گرفت. و ما مدارس و کالجها و دانشگاهای خود را دگرگون خواهیم ساخت تا به درخواستهای عصر جدید پاسخ دهند. ما میتوانیم همه این کارها را انجام دهیم و انجام خواهیم داد.

 Now, there are some who question the scale of our ambitions - who suggest that our system cannot tolerate too many big plans. Their memories are short. For they have forgotten what this country has already done; what free men and women can achieve when imagination is joined to common purpose, and necessity to courage.

اینک کسانی هستند که میزان بلند پروازیهای ما را زیر سوال می کشند – کسانی که می گویند سیستم ما نمی تواند این همه طرحهای بزرگ را تحمل کند. آنها کم حافظه هستند، زیرا آنچه را این کشور قبلا انجام داده است، آنچه را زنان و مردان آزاد می توانند وقتی تخیل به یک هدف مشترک می پیوندد وشجاعت لازم می شود فراموش کرده اند.


What the cynics fail to understand is that the ground has shifted beneath them - that the stale political arguments that have consumed us for so long no longer apply. The question we ask today is not whether our government is too big or too small, but whether it works - whether it helps families find jobs at a decent wage, care they can afford, a retirement that is dignified. Where the answer is yes, we intend to move forward. Where the answer is no, programs will end. And those of us who manage the public's dollars will be held to account - to spend wisely, reform bad habits, and do our business in the light of day - because only then can we restore the vital trust between a people and their government.

آنچه بدبینان نمی توانند بفهمند این است که زمین زیر پایشان جابه جا شده است - که بحث های سیاسی کهنه که ما را برای مدتی چنین طولانی خسته کرده است دیگر کاربرد ندارد.
پرسش امروز ما این نیست که آیا دولت ما زیاد بزرگ است یا زیاد کوچک است، اما این است که آیا کار می کند - آیا خانواده ها را در یافتن شغل با دستمزدی مناسب و معقول، مراقبتی که بتوانند از پس آن برآیند، و یک بازنشستگی والا یاری می دهد یا نه. جایی که پاسخ آری است، ما قصد داریم پیش برویم. جایی که پاسخ منفی باشد، برنامه ها متوقف خواهد شد. و کسانی از ما که مسوول خرج دلارهای مردم هستیم مسوول خواهیم بود - تا عاقلانه خرج کنیم، به اصلاح عادت های بد بپردازیم، کارمان را در روز روشن انجام دهیم – زیرا در چنین صورتی ما می توانیم اعتماد حیاتی بین یک ملت و دولت آن را دوباره برقرار سازیم.


Nor is the question before us whether the market is a force for good or ill. Its power to generate wealth and expand freedom is unmatched, but this crisis has reminded us that without a watchful eye, the market can spin out of control - and that a nation cannot prosper long when it favors only the prosperous.

سوال پیش روی ما همچنین این نیست که آیا بازار نیرویی برای خوبی یا بدی است. قدرت آن برای تولید ثروت و توسعه آزادی بی بدیل است، اما این بحران به یاد ما آورده است که بدون یک چشم ناظر، بازار می تواند از کنترل خارج شود - و زمانی که فقط اغنیا را در نظر داشته باشد، یک ملت نمی تواند غنی شود.

The success of our economy has always depended not just on the size of our Gross Domestic Product, but on the reach of our prosperity; on our ability to extend opportunity to every willing heart - not out of charity, but because it is the surest route to our common good.

 موفقیت اقتصاد ما همیشه نه فقط به اندازه تولید ناخالص داخلی ما، بلکه به گستره توانگری ما، و به توانایی ما در فراهم آوردن فرصت برای هر کسی که آماده کار باشد بستگی داشته است، نه از سر صدقه، بلکه به این دلیل که مطمئن ترین راه به سوی مقصود مشترک ما است. 

As for our common defense, we reject as false the choice between our safety and our ideals. Our Founding Fathers, faced with perils we can scarcely imagine, drafted a charter to assure the rule of law and the rights of man, a charter expanded by the blood of generations. Those ideals still light the world, and we will not give them up for expedience's sake. And so to all other peoples and governments who are watching today, from the grandest capitals to the small village where my father was born: know that America is a friend of each nation and every man, woman, and child who seeks a future of peace and dignity, and that we are ready to lead once more.

در مورد دفاع مشترکمان، ما گزینش بین ایمنی و ایدآل های خود را نادرست می دانیم و رد می کنیم. بنیانگذاران ملت ما، روبرو با خطراتی که ما فقط می توانیم تصور کنیم، برای مسلم ساختن حکومت قانون و حقوق انسان، پیش نویس منشوری را تهیه کردرن، منشوری که خون نسل ها آن را گسترش داد. آن ایده آلها هنوز جهان را روشن می کند، و ما آنها را به خاطر مصلحت رها نخواهیم کرد. و بنابراین، به تمام ملت ها و دولت های دیگری که امروز این مراسم را نگاه می کنند، از بزرگترین پایتخت ها تا روستای کوچکی که پدرم در آن متولد شد، می گویم بدانید آمریکا دولت هر ملت، هر مرد و زن و کودکی است که در جستجوی آینده ای همراه با صلح، والایی و شرافت هستند، و ما آماده هستیم بار دیگر نقش رهبری را ایفا کنیم.

Recall that earlier generations faced down fascism and communism not just with missiles and tanks, but with sturdy alliances and enduring convictions. They understood that our power alone cannot protect us, nor does it entitle us to do as we please. Instead, they knew that our power grows through its prudent use; our security emanates from the justness of our cause, the force of our example, the tempering qualities of humility and restraint.

به یاد بیاورید که نسل های قبلی فاشیسم و کمونیسم را نه فقط با موشک و تانک، بلکه با اتحادیه های نیرومند و باورها و اعتقادات استوار و با دوام به زیر آوردند. آنها می فهمیدند که قدرت ما به تنهایی نمی تواند از ما حفاظت کند، و نه به ما اجازه می دهد هرگونه که دوست داریم عمل کنیم.
برعکس، آنها می دانستند که قدرت ما از طریق استفاده عاقلانه از آن رشد می کند، امنیت ما از درست بودن آرمان ما، نیروی ما به عنوان نمونه و سرمشق، کیفیت های معتدل کننده فروتنی و خویشتنداری، نشات می گیرد.

We are the keepers of this legacy. Guided by these principles once more, we can meet those new threats that demand even greater effort - even greater cooperation and understanding between nations. We will begin to responsibly leave Iraq to its people, and forge a hard-earned peace in Afghanistan. With old friends and former foes, we will work tirelessly to lessen the nuclear threat, and roll back the specter of a warming planet. We will not apologize for our way of life, nor will we waver in its defense, and for those who seek to advance their aims by inducing terror and slaughtering innocents, we say to you now that our spirit is stronger and cannot be broken; you cannot outlast us, and we will defeat you.

ما پاسداران این میراث هستیم، و با راهنمایی این اصول یکبار دیگر ما می توانیم با تهدیدهای جدیدی که کوشش حتی بزرگتری را – حتی همکاری بزرگتر و تفاهم بین ملت ها را - ایجاب می کند، مقابله کنیم. ما واگذاری مسوولانه عراق به مردم آن را آغاز خواهیم کرد و صلح در افغانستان را که به سختی به دست آمده است تقویت خواهیم کرد. با دوستان و دشمنان سابق، ما به گونه ای خستگی ناپذیر سعی خواهیم کرد تهدید اتمی را کاهش دهیم، و شبح زمینی را که رو به گرمی می رود از بین ببریم. ما بابت شیوه زندگی خود از کسی پوزش نخواهیم خواست، و نه در دفاع از آن درنگ خواهیم کرد، و برای کسانی که می خواهند هدف های خود را با ترور و کشتار بی گناهان پیش ببرند، ما به شما می گوییم که روحیه ما قوی تر است و نمی تواند درهم شکسته شود، شما نمی توانید بیشتر از ما دوام بیاورید، و ما شما را شکست خواهیم داد. زیرا ما می دانیم که میراث درهم آمیخته ما یک قدرت است، نه ضعف.

For we know that our patchwork heritage is a strength, not a weakness. We are a nation of Christians and Muslims, Jews and Hindus - and non-believers. We are shaped by every language and culture, drawn from every end of this Earth; and because we have tasted the bitter swill of civil war and segregation, and emerged from that dark chapter stronger and more united, we cannot help but believe that the old hatreds shall someday pass; that the lines of tribe shall soon dissolve; that as the world grows smaller, our common humanity shall reveal itself; and that America must play its role in ushering in a new era of peace.

ما ملتی از مسیحیان و مسلمانان، یهودیان – و نا باوران هستیم. ما از زبان و فرهنگی، که از گوشه و کنار این زمین آمده است شکل می گیریم، و از آنجا که ما طعم تلخ جنگ داخلی و جدایی نژادی را چشیده ایم، و از آن فصل تاریک نیرومندتر و متحدتر بیرون آمده ایم، نمی توانیم باور کنیم که نفرت های کهنه روزی تمام خواهد شد، خطوط قبیله ای به زودی پاک خواهد شد، و در حالی که جهان کوچکتر می شود، انسانیت مشترک ما خودش را آشکار خواهد ساخت، و آمریکا باید نقش خود را در طلوع عصر جدید صلح ایفا کند.

To the Muslim world, we seek a new way forward, based on mutual interest and mutual respect. To those leaders around the globe who seek to sow conflict, or blame their society's ills on the West - know that your people will judge you on what you can build, not what you destroy. To those who cling to power through corruption and deceit and the silencing of dissent, know that you are on the wrong side of history; but that we will extend a hand if you are willing to unclench your fist.

به جهان اسلام می گویم ما خواهان راهی جدید برای پیشرفت، بر اساس منافع و احترام متقابل هستیم. و به رهبران سراسر جهان که می خواهند بذر مناقشه بکارند، یا غرب را مسوول ناراحتی ها و ناهنجاری های جامعه خود می دانند، می گویم بدانید که مردم شما درباره شما بر اساس آنچه می توانید بسازید، و نه آنچه نابود می کنید قضاوت خواهند کرد. به کسانی که از طریق فساد و فریب و خاموش کردن ناراضیان به قدرت چسبیده اند، می گویم بدانید که شما در طرف اشتباه تاریخ قرار دارید، ولی ما دست خود را اگر حاضر شوید مشت خود را باز کنید، به سوی شما دراز خواهیم کرد.

To the people of poor nations, we pledge to work alongside you to make your farms flourish and let clean waters flow; to nourish starved bodies and feed hungry minds. And to those nations like ours that enjoy relative plenty, we say we can no longer afford indifference to suffering outside our borders; nor can we consume the world's resources without regard to effect. For the world has changed, and we must change with it.

به مردم ملت های فقیر، ما عهد می کنیم در کنار شما کار کنیم تا کشتزارهایتان را شکوفا کنید، آبهای پاک را به جریان بیاندازید، به بدن های گرسنگان غذا برسانید و افکار گرسنه را تغذیه کنید. به ملت هایی مانند ملت خودمان که از فراوانی نسبی بر خوردار هستند، می گوییم ما دیگر نمی توانیم نسبت به کسانی که خارج از مرزهایمان رنج می کشند بی تفاوت باشیم، و نه می توامنیم منابع جهان را بدون در نظر گرفتن تاثیر آن مصرف کنیم. زیرا جهان تغییر کرده است، و ما باید با آن تغییر کنیم.

As we consider the road that unfolds before us, we remember with humble gratitude those brave Americans who, at this very hour, patrol far-off deserts and distant mountains. They have something to tell us today, just as the fallen heroes who lie in Arlington whisper through the ages. We honor them not only because they are guardians of our liberty, but because they embody the spirit of service; a willingness to find meaning in something greater than themselves. And yet, at this moment - a moment that will define a generation - it is precisely this spirit that must inhabit us all.

در حالی که ما راهی را که در برابرمان باز شده است بررسی می کینم، با فروتنی آن آمریکاییان شجاع را که، در همین ساعت، در صحراها و کوهستان های دوردست گشت می زنند، به یاد می آوریم و بر آنها ارج می نهیم. آنها حرفی دارند که می خواهند به ما بگویند، مانند قهرمانان به خاک افتاده ای که در گورستان آرلینگتون خفته اند و سالها است زمزمه می کنند. ما بر آنها ارج می گذاریم نه فقط به این دلیل که پاسداران آزادی ما هستند، بلکه از این رو که آنها روحیه خدمت و تمایل به یافتن معنا در چیزی بزرگتر از خودشان را مجسم می کنند. و با این حال، در این لحظه، لحظه ای که یک نسل را تعریف خواهد کرد، دقیقا همین روحیه است که باید همه ما را زنده نگاهدارد.

For as much as government can do and must do, it is ultimately the faith and determination of the American people upon which this nation relies. It is the kindness to take in a stranger when the levees break, the selflessness of workers who would rather cut their hours than see a friend lose their job which sees us through our darkest hours. It is the firefighter's courage to storm a stairway filled with smoke, but also a parent's willingness to nurture a child, that finally decides our fate.

زیرا به همان اندازه که دولت می تواند و باید انجام دهد، این سرانجام ایمان و تصمیم مردم آمریکا است که این ملت برآن متکی است. مهربانی است که یک بیگانه را وقتی سدها می شکند جلب می کند، کارگران فروتن و بی غروری که ترجیح می دهند از ساعات کار خود بکاهند تا ببینند دوستی کارش را از دست بدهد ، این ویژگی ها است که ما را از درون تاریکترین ساعتهایمان عبور می دهد. شجاعت آتش نشان است که به یک راهرو دود گرفته هجوم می برد، اما همچنین آمادگی پدر یا مادر برای تغذیه کودکی است، که سرانجام سرنوشت ما را رقم می زند.

Our challenges may be new. The instruments with which we meet them may be new. But those values upon which our success depends - hard work and honesty, courage and fair play, tolerance and curiosity, loyalty and patriotism - these things are old. These things are true. They have been the quiet force of progress throughout our history. What is demanded then is a return to these truths. What is required of us now is a new era of responsibility - a recognition, on the part of every American, that we have duties to ourselves, our nation, and the world, duties that we do not grudgingly accept but rather seize gladly, firm in the knowledge that there is nothing so satisfying to the spirit, so defining of our character, than giving our all to a difficult task.

چالش ها، ممکن است جدید باشد. ابزاری که ما با آنها مقابله می کنیم ممکن است جدید باشد. اما آن ارزش هایی که موفقیت های ما به آن ها بستگی دارد – سخت کوشی و صداقت ، شجاعت و درستی، شکیبایی و کنجکاوی – قدیمی هستند، واقعی هستند. آنها نیروی آرام پیشرفت در سراسر تاریخ ما بوده اند. بنابراین آنچه مورد تقاضا است بازگشت به این حقایق است. آنچه اینک برای ما لازم است دوره جدیدی از مسئولیت است - اینکه هر آمریکایی تشخیص دهد که ما برای خودمان، ملتمان و جهان وظایفی داریم، که از روی غیض قبول نمی کنیم، بلکه آنها را با خوشحالی می پذیریم، با این آگاهی راسخ که چیزی راضی کننده تر از انجام وظیفه ای دشوار، که ویژگی ما را توجیه می کند، وجود ندارد.

This is the price and the promise of citizenship.This is the source of our confidence - the knowledge that God calls on us to shape an uncertain destiny.

این قیمت و قول شهروندی است. این منبع اعتماد ما است – این آگاهی که خداوند از ما می خواند یک سرنوشت نامشخص را شکل دهیم.

This is the meaning of our liberty and our creed - why men and women and children of every race and every faith can join in celebration across this magnificent mall, and why a man whose father less than sixty years ago might not have been served at a local restaurant can now stand before you to take a most sacred oath.

این معنای آزادی ما و نژاد ما است – چرا مردان و زنان و کودکان هر نژاد و هر ایمانی می توانند در آیینی در سراسر این مال با شکوه به یکدیگر بپیوندند، و چرا مردی که پدرش کمتر از شصت سال پیش ممکن بود نتواند در یک رستوران محلی کار کند، اینک در برابر شما ایستاده است یا مقدس ترین سوگند را ادا کند.

So let us mark this day with remembrance, of who we are and how far we have traveled. In the year of America's birth, in the coldest of months, a small band of patriots huddled by dying campfires on the shores of an icy river. The capital was abandoned. The enemy was advancing. The snow was stained with blood. At a moment when the outcome of our revolution was most in doubt, the father of our nation ordered these words be read to the people:

بنابراین، بیایید در این روز به یاد آوریم که ما کیستیم و چه راه درازی پیموده ایم. در سال تولد آمریکا، در سردترین ماه ها، دسته کوچکی از وطن پرستان در کنار شعله های محتضر آتش در سواحل یک رودخانه یخ زده دور هم جمع شدند. پایتخت رها شد. دشمن پیش می آمد. برف با خون آغشته شده بود. در لحظه ای که پیامد انقلاب ما با بیشترین تردید روبرو بود، پدر ملت ما دستور داد این کلمات برای مردم خوانده شود:

"Let it be told to the future world...that in the depth of winter, when nothing but hope and virtue could survive...that the city and the country, alarmed at one common danger, came forth to meet [it]."

«بگذارید به جهان آینده گفته شود که در عمق زمستان، زمانی که چیزی جز امید و فضیلت نمی تواند جان بدر برد، شهر و کشور که از یک خطر مشترک به خود آمده اند، پیش آمدند تا با آن روبرو شوند.»

America. In the face of our common dangers, in this winter of our hardship, let us remember these timeless words. With hope and virtue, let us brave once more the icy currents, and endure what storms may come. Let it be said by our children's children that when we were tested we refused to let this journey end, that we did not turn back nor did we falter; and with eyes fixed on the horizon and God's grace upon us, we carried forth that great gift of freedom and delivered it safely to future generations. 

 

آمریکا، در برابر خطرات مشترکمان، در این زمستان سخت، این کلمات بی زمان را به یاد بیاوریم. با امید و فضیلت، یک بار دیگر به درون آبهای یخ زده گام بگذاریم، و توفان هایی که ممکن است در راه باشد تحمل کنیم. بگذارید فرزندان فرزندان ما بگویند که وقتی زمان آزمون فرا رسد ما اجازه ندادیم این سفر به پایان برسد، پشت نکردیم و نلرزیدیم، و با چشمان دوخته به افق و با موهبت خداوند، ما هدیه بزرگ ازادی را حمل کردیم و به سلامت به نسل های آینده تحویل دادیم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 302762


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها